وضعيت شاغلان به تفکيک وضعيت تحصيلي حاکي از آن است، بيشترين شاغلان در کشور با 4/31 درصد داراي سواد ابتدايي و کمترين شاغلان با 2/0 افرادي مي باشند که داراي سواد حوزوي هستند
ايرنا- بيکاري فارغ التحصيلان دانشگاهي طي پنج سال (85 - 1380) دو برابر شده و از 3/10 به 7/20 درصد در ميان ديگر رده هاي تحصيلي رسيده است. براساس گزارش مرکز آمار ايران از روند کار و اشتغال به تفکيک وضعيت تحصيل، نشان مي دهد شاغلان تحصيلکرده در مدت يادشده از 3/10 به 9/13 درصد رسيده است. وضعيت شاغلان به تفکيک وضعيت تحصيلي حاکي از آن است، بيشترين شاغلان در کشور با 4/31 درصد داراي سواد ابتدايي و کمترين شاغلان با 2/0 افرادي مي باشند که داراي سواد حوزوي هستند. مقايسه سال هاي يادشده حاکي از آن است، تعداد شاغلان باسواد ابتدايي بيش از ديگر رده هاي تحصيلي بوده است به عبارتي ساختار اشتغال کشور هنوز نياز به بازسازي براي جذب رده هاي بالاي تحصيلي دارد. براساس اين گزارش، ميزان بيکاري فارغ التحصيلان دانشگاهي بالاتر از ميزان بيکاري ديگر گروه هاي تحصيلي در کشور است. نتايج اعلام شده نشان مي دهد، 53 درصد بيکاران کشور داراي سواد ديپلم و بالاتر هستند.بيکاري فارغ التحصيلان دانشگاهي يکي از معضلات اساسي سال هاي اخير محسوب مي شود زيرا عليرغم توسعه آموزش عالي در کشور، هنوز بازار کار نتوانسته است زمينه فعاليت آنها را افزايش دهد. بررسي شاغلان بازار کار کشور نشان مي دهد، آموزش عالي طي سال هاي اخير در کشور گسترش يافته، اما اين توسعه بي توجه به نيازهاي بازار کار کشور بوده است. براساس گزارش يادشده 7/20 درصد فارغ التحصيلان دانشگاهي بيکار هستند در حاليکه اين ميزان براي بيسوادان کشور 6/3 درصد است. مقايسه درصدهاي بيکاري نشان مي دهد فرصت هاي شغلي براي بيسوادان بيش از افراد داراي تحصيلات عالي است. هرچند مقايسه بيکاري فارغ التحصيلان دانشگاهي با بيسوادن نامعقول است زيرا افراد بيسواد به انجام بسياري از مشاغل خرسند هستند در حالي که نمي توان اين وضعيت را براي فعاليت تحصيلکردگان متصور شد اما آنچه در مقايسه بيکاري آموزش يافتگان دانشگاهي و بيسوادن بايد مورد توجه قرار گيرد، ساختار نامناسب بازار کار کشور است که مي تواند فرصت هاي اشتغال را براي افراد بيسواد بيش از افراد تحصيلکرده، فراهم کند. کارشناسان اقتصادي معتقدند: يکي از زمينه هاي مهمي که مي تواند در کشور منجر به توسعه اشتغال شود، توسعه بخش صنعت است. صنايع نساجي، پوشاک، چرم، پتروشيمي، فلزي، غذايي، توليد محصولات چوبي و بسياري از صنايع ديگر مي توانند با گسترش و حمايت همه جانبه، بحران بيکاري در کشور را مهار کنند و با ايجاد مشاغل مستقيم و غيرمستقيم، نيروي بيکار جامعه را در رده هاي مختلف تحصيلي جذب کنند.
ايرنا- بيکاري فارغ التحصيلان دانشگاهي طي پنج سال (85 - 1380) دو برابر شده و از 3/10 به 7/20 درصد در ميان ديگر رده هاي تحصيلي رسيده است. براساس گزارش مرکز آمار ايران از روند کار و اشتغال به تفکيک وضعيت تحصيل، نشان مي دهد شاغلان تحصيلکرده در مدت يادشده از 3/10 به 9/13 درصد رسيده است. وضعيت شاغلان به تفکيک وضعيت تحصيلي حاکي از آن است، بيشترين شاغلان در کشور با 4/31 درصد داراي سواد ابتدايي و کمترين شاغلان با 2/0 افرادي مي باشند که داراي سواد حوزوي هستند. مقايسه سال هاي يادشده حاکي از آن است، تعداد شاغلان باسواد ابتدايي بيش از ديگر رده هاي تحصيلي بوده است به عبارتي ساختار اشتغال کشور هنوز نياز به بازسازي براي جذب رده هاي بالاي تحصيلي دارد. براساس اين گزارش، ميزان بيکاري فارغ التحصيلان دانشگاهي بالاتر از ميزان بيکاري ديگر گروه هاي تحصيلي در کشور است. نتايج اعلام شده نشان مي دهد، 53 درصد بيکاران کشور داراي سواد ديپلم و بالاتر هستند.بيکاري فارغ التحصيلان دانشگاهي يکي از معضلات اساسي سال هاي اخير محسوب مي شود زيرا عليرغم توسعه آموزش عالي در کشور، هنوز بازار کار نتوانسته است زمينه فعاليت آنها را افزايش دهد. بررسي شاغلان بازار کار کشور نشان مي دهد، آموزش عالي طي سال هاي اخير در کشور گسترش يافته، اما اين توسعه بي توجه به نيازهاي بازار کار کشور بوده است. براساس گزارش يادشده 7/20 درصد فارغ التحصيلان دانشگاهي بيکار هستند در حاليکه اين ميزان براي بيسوادان کشور 6/3 درصد است. مقايسه درصدهاي بيکاري نشان مي دهد فرصت هاي شغلي براي بيسوادان بيش از افراد داراي تحصيلات عالي است. هرچند مقايسه بيکاري فارغ التحصيلان دانشگاهي با بيسوادن نامعقول است زيرا افراد بيسواد به انجام بسياري از مشاغل خرسند هستند در حالي که نمي توان اين وضعيت را براي فعاليت تحصيلکردگان متصور شد اما آنچه در مقايسه بيکاري آموزش يافتگان دانشگاهي و بيسوادن بايد مورد توجه قرار گيرد، ساختار نامناسب بازار کار کشور است که مي تواند فرصت هاي اشتغال را براي افراد بيسواد بيش از افراد تحصيلکرده، فراهم کند. کارشناسان اقتصادي معتقدند: يکي از زمينه هاي مهمي که مي تواند در کشور منجر به توسعه اشتغال شود، توسعه بخش صنعت است. صنايع نساجي، پوشاک، چرم، پتروشيمي، فلزي، غذايي، توليد محصولات چوبي و بسياري از صنايع ديگر مي توانند با گسترش و حمايت همه جانبه، بحران بيکاري در کشور را مهار کنند و با ايجاد مشاغل مستقيم و غيرمستقيم، نيروي بيکار جامعه را در رده هاي مختلف تحصيلي جذب کنند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر