یکشنبه ۳ مهٔ ۲۰۰۹

مردی که با دوچرخه آمد

خیلی اوقات خیلی چیزها شبیه خیلی چیزهای دیگر است.
‏مثلا آقای هاشمی رفسنجانی شبیه قطار است، همیشه تا بیاید راه بیفتد باید هزار نفر آدم ‏سوارش بشوند، هیچ کس حق ندارد از جلویش رد شود، اگر کسی زیرش برود حسابش با کرام ‏الکاتبین است، هنوز نیامده صدای بوقش از دور میرسد و اصولا به درد راههای دور می ‏خورد
.‏یا مثلا آقای خاتمی مثل لیموزین است، همیشه برق می زند، اما راه رفتنش یک عالمه هزینه ‏دارد. معمولا در گوشه ای پارک شده است، کسانی که آن توبودند همیشه تعریف می کنند و ‏می گویند خیلی لحظات خوبی را گذراندند.برای راههای پر از چاله و چوله و ناهموار زیاد ‏مناسب نیست.‏
در عوض احمدی نژاد شباهت های زیادی به دوچرخه دارد:
‏اول: خیلی ساده است، یک زین دارد سوارش می شوی، یک بوق دارد صدا می دهد.
‏دوم: آینه ندارد، نمی تونی بفهمی پشت سرت چه خبر بوده یا چه خبر است.
‏سوم: هر کسی می تواند سوارش بشود، لزومی ندارد کار خاصی بکند.
‏چهارم: باید پابزنی تا برود جلو، اگر بیفتد توی چاله دهانت آسفالت است.
‏پنجم: آدم باهاش سریع تر می رود توی جاده خاکی.
‏ششم: به همون سرعتی که سوارش می شوی، به همون سرعت هم پیاده می شوی.‏
هفتم: بیشتر به درد شهرستان و مناطق دورافتاده می خورد.‏
هشتم: مردم باید انرژی زیادی مصرف کنند، تا مقدار کمی جلو برود.
‏نهم: هم دوچرخه و هم احمدی نژاد هر دو ساده ترین شکل یک موضوع پیچیده را دارند.‏
دهم: وقتی که کنارش بگذاری و سوار ماشین بشوی، می گویی:
آخیش! راحت شدم.........................
ابراهیم نبوی 2009.04.06]

شنبه ۲۵ آوریل ۲۰۰۹

کشورهای ثروتمند و فقیر

كشور مصر بيش از 3000 سال تاريخ مكتوب دارد و فقير است !
اما كشورهای جديدي مانند كانادا، نيوزيلند، استراليا كه 150 سال پيش وضعيت قابل توجهی نداشتند، اكنون كشورهایی توسعه يافته و ثروتمند هستند .
تفاوت كشورهای فقير و ثروتمند در ميزان منابع طبيعی قابل استحصال آنها هم نيست . ژاپن كشوری است كه سرزمين بسيار محدودي دارد كه 80 درصد آن كوههایی است كه مناسب كشاورزی و دامداری نيست اما دومين اقتصاد قدرتمند جهان پس از آمريكا را دارد. اين كشور مانند يك كارخانه پهناور و شناوری ميباشد كه مواد خام را از همه جهان وارد كرده و به صورت محصولات پيشرفته صادر ميكند .
>مثال بعدي سويس است.
كشوری كه اصلاً كاكائو در آن به عمل نميآيد اما بهترين شكلاتهای جهان را توليد و صادر ميكند. در سرزمين كوچك و سرد سويس كه تنها در چهار ماه سال ميتوان كشاورزی و دامداری انجام داد، بهترين لبنيات (پنير) دنيا توليد ميشود . سويس كشوری است كه به امنيت، نظم و سختكوشی مشهور است و به همين خاطر به گاوصندوق دنيا مشهور شده است (بانكهای سويس) .
> افراد تحصیلکردهای كه از كشورهاي ثروتمند با همتايان خود در كشورهای فقير برخورد دارند برای ما مشخص ميكنند كه سطح هوش و فهم نيز تفاوت قابل توجهی در اين ميان ندارد . نژاد و رنگ پوست نيز مهم نيستند. زيرا مهاجرانی كه در كشور خود برچسب تنبلی ميگيرند، در كشورهای اروپايی به نيروهای مولد تبديل ميشوند .
>پس تفاوت در چيست؟
تفاوت در رفتارهای است كه در طول سالها فرهنگ و دانش نام گرفته است . وقتي كه رفتارهای مردم كشورهاي پيشرفته و ثروتمند را تحليل ميكنيم، متوجه ميشويم كه اكثريت غالب آنها از اصول زير در زندگي خود پيروی ميكنند:
1. اخلاق به عنوان اصل پايه
2. وحدت
3. مسئوليت پذيری
4. احترام به قانون و مقررات
5. احترام به حقوق شهروندان ديگر
6. عشق به كار
7. تحمل سختيها به منظور سرمايه گذاری روی آينده
8. ميل به ارائه كارهای برتر و فوق العاده
9. نظم پذيریی
اما در كشورهای فقير، عده قلیلی از مردم از این اصول پیروی میكنند .
ما ايرانيان فقير هستيم نه به اين خاطر كه منابع طبیعی نداريم يا اينكه طبيعت نسبت به ما بيرحم بوده است ما فقير هستيم برای اينكه رفتارمان چنين سبب شده است.
ما برای آموختن و رعايت اصول فوق كه (توسط كشورهای پيشرفته شناسایی شده است) فاقد اهتمام لازم هستيم ....

یکشنبه ۱ مارس ۲۰۰۹

جایزه سه عمامه !!!!!


حوزه علمیه قم با مشارکت دانشگاه تهران امسال جایزه ویژه خود را به فاطمه رجبی اهدا کرد.
این جایزه همه ساله از طرف حوزه علمیه قم اهدا میشود.
سال گذشته این جایزه به فاطمه آلیا و سال 85 این جایزه به عشرت شایق داده شده بود.

http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=2280

:)




جانباز و مجلس

يك جانباز در اعتراض به عدم امكان ملاقات با نماينده حوزه انتخابيه‌اش،ديروز در مقابل مجلس خود را با بنزين به آتش كشيد.
از ابولفضل سپهر، شاعري که در جنگ هم حضور داشته و فکر کنم يکبار که به مجلس راهش ندادند سروده
راهي صد کمين که شد؟
به جبهه ها، رشادتم
به سالها اسارتم
خنده صبح و شامتان
حراميان، حرامتان
داس عدو به گردنم
شخم عدو بر بدنم
گندم بي همتتان
حراميان، حرامتان
ماهي شط خون چه شد؟
عشق چه شد؟
جنون چه شد؟
دور شده ز کامتان
حراميان، حرامتان
عبد چه شد؟
خدا چه شد؟
ديانت و رضا چه شد؟
گسيخته لجامتان
حراميان، حرامتان
هم نفس آه که شد؟
يوسف صد چاه که شد؟
پله و نردبانتان
حراميان، حرامتان
همسفران همنفس
پريده از کنج قفس
مرغ هوس به بامتان
حراميان، حرامتان
طبع شکم باره تان
مرکب راه وارتان
قرعه که زد به نامتان؟
حراميان، حرامتان
جبهه به خون کشيده شد
حنجره بس دريده شد
طراوت کلامتان
حراميان، حرامتان
خنده به اشک مادرم
نمک به زخم همسرم
مادرتان همسرتان
حرامیان حرامتان

شنبه ۲۸ فوریهٔ ۲۰۰۹

روستایی و ملا

روستایی فقیری که از تنگدستی و سختی معیشت جانش به لب رسیده بود، نزد آخوند ده رفت و گفت: آملا، فشار زندگی آنقدر مرا در تنگنا قرار داده که به فکر خودکشی افتاده ام. از روی زن و بچه هایم خجالت می کشم، زیرا حتی قادر به تامین نان خالی برای آنان نیستم. با زن، شش فرزند قد و نیم قد، مادر و خواهرم در یک اتاق کوچک مخروبه زندگی می کنیم، که با هر نم باران آب به داخل آن چکه می کند. این اتاق آنقدر کوچک است که شب وقتی چسبیده به هم در آن می خوابیم، پای یکی دو نفرمان از درگاه بیرون می ماند. دیگر ادامه این وضع برایم قابل تحمل نیست... پیش تو، که مقرب درگاه خدا هستی، آمده ام تا نزد او شفاعت کنی که گشایشی در وضع من و خانواده ام حاصل شود.
آخوند پرسید:
از مال دنیا چه داری؟
روستایی گفت: همه دار و ندارم یک گاو، یک خر، دو بز، سه گوسفند، چهار مرغ و یک خروس است.
آخوند گفت: من به یک شرط به تو کمک می کنم و آن این است که قول بدهی هرچه گفتم انجام بدهی. روستایی که چاره ای نداشت، ناگزیر شرط را پذیرفت و قول داد.
آخوند گفت: امشب وقتی خواستید بخوابید باید گاو را هم به داخل اتاق ببری.
روستایی برآشفت که: آملا، من به تو گفتم که اتاق آنقدر کوچک است که حتی من و خانواده ام نیز در آن جا نمی گیریم. تو چگونه می خواهی که گاو را هم به اتاق ببرم؟!
آخوند گفت: فراموش نکن که قول داده ای هر چه گفتم انجام دهی وگرنه نباید از من انتظار کمک داشته باشی.
صبح روز بعد، روستایی پریشان و نزار نزد آخوند رفت و گفت: دیشب هیچ یک از ما نتوانستیم بخوابیم. سر و صدا و لگداندازی گاو خواب را به چشم همه ما حرام کرد.
آخوند یکبار دیگر قول روستایی را به او یادآوری کرد و گفت: امشب علاوه بر گاو، باید خر را نیز به داخل اتاق ببری.
چند روز به این ترتیب گذشت و هر بار که روستایی برای شکایت از وضع خود نزد آخوند می رفت، او دستور می داد که یکی دیگر از حیوانات را نیز به داخل اتاق ببرد تا این که همه حیوانات هم خانه روستایی و خانواده اش شدند!
روز آخر روستایی با چشمانی گود افتاده، سراپای زخمی و لباس پاره نزد آخوند رفت و گفت که واقعا ادامه این وضع برایش امکان پذیر نیست!
آخوند دستی به ریش خود کشید و گفت: دوره سختی ها به پایان رسیده و به زودی گشایشی که می خواستی حاصل خواهد شد. پس از آن به روستایی گفت که شب گاو را از اتاق بیرون بگذارد!
ماجرا در جهت معکوس تکرار شد و هر روز که روستایی نزد آخوند می رفت، این یک به او می گفت که یکی دیگر از حیوانات را از اتاق خارج کند تا این که آخرین حیوان، خروس نیز بیرون گذاشته شد.
روز بعد وقتی روستایی نزد آخوند رفت، آخوند از وضع او سئوال کرد و روستایی گفت: خدا عمرت را دراز کند آملا، پس از مدتها، دیشب خواب راحتی کردیم. به راستی نمی دانم به چه زبانی از تو تشکر کنم. آه که چه راحت شدیم"!

چهارشنبه ۲۵ فوریهٔ ۲۰۰۹

دعاهای زیرآبی بندگان!!


خدایا! ما را در معرض آزمایش های عظیم خودت قرار بده. از همان آزمایشاتی که بندگان بزرگ خود مثل یوسف را قرار دادی.البته توقع موفقیت هم نداشته باش!
از بندگان تو کف(مثل من! مجرد)
خدایا!تا مرا نیامرزیده ای از دنیا نبر.البته برای آمرزیدن هم خیلی عجله نکن!
نوجوان ۷۵ ساله
خدایا!شرمنده ام به خدا.اگه ممکنه یه لحظه روتو اونور کن من با این جیگر شرکت (ببخشید همون منشی شرکت) یه کار خصوصی دارم! این یه دفعه رو ندید بگیر.بعدش زودی توبه می کنم!
از قبل نادمخدایا!
ضمن تشکر از خلقت زیبایتان،یک انتقادی داشتم و آن اینکه این حضرت سلیمان را چرا آفریدید؟!
باتشکر-مورچه
خدایا!میدانی که من از زندگی بدون عشق بیزارم.پس کاری کن که عاشق دختر رئیسم بشوم و او هم عاشق من بشود و با هم ازدواج کنیم!
بی عشق هرگز
خدایا! تو که غریبه نیستی.اگه کمک کنی یه بار این نرگس رو آدم رباها بخوان بدزدن و من تصادفا اونجا باشم و باهاشون درگیر بشم و بزنمشون و خودم هم یه کم زخم و زیلی بشم-البته آسیب جدی بهم نیاد یا اگه میاد تو زود خوبم کنی-بعد خودش عاشقم بشه و بابا مامانش ازم خوششون بیاد و با هم ازدواج کنیم و باباش چند وقت بعدش بمیره و من بشم مدیر کارخونه ش و پول پارو کنم،به جون مادرم پنج هزار تومان صدقه در راه تو می دم.
اهل معامله
خدایا!جلوی مردم گفته بودم این جناح رقیب مارو یا اصلاح کن یا نابودشون کن.الان اومدم بگم که بیخود خودت رو واسه اصلاح اونا خسته نکن.اونا اصلاح ناپذیرن.همشون رو نابود کن. دنبال وسیله هم نگرد من هم اسلحه دارم هم آدمش رو!!!
حاجی